۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

بحرعشق

اي مانده از تحير در درد عاشقانه
يك دم بچش تو قدري بيدادي زمانه
اينك تو نيز داني زين موج پُر تلاطم
در بحر عشق نبوَد جز درد و تازيانه

۲ نظر:

  1. آره متاسفانه.می شه خواهشاقالب وبلاگتو عوض کنی

    پاسخ دادنحذف
  2. من که عاشق نشدم باید برم بچشم از این بیداد زمانه تا اوضاع دستم بیاد

    پاسخ دادنحذف

چیزی می خواستی بگی؟